تبليغاتX
ONLY GAME
سایبریا

با عرض سلام خدمت شما وبلاگ خوان های عزیز. یک سوال! وبلاگ خوانی بهتر است یا کتاب خوانی؟ خب معلوم است! آواز خوانی! امیدوارم که حالتان خوب باشد و سرحال باشید. امروز تصمیم دارم که بازی سایبریا را برایتان معرفی کنم. این بازی در سال 2002 عرضه شد. در حالی که وضع بازی های ماجرایی روز به روز بدتر و تاریک تر می شد ، سایبریا به بازار آمد و توانست با ویژگی های بی نظیرش موفقیت زیادی با خود به همراه داشته باشد.

داستان بازی در مورد زنی وکیل به نام کیت واکر است که برای خرید یک کارخانه ربات سازی به دهکده ای به نام والیدیلن می رود. اما در آنجا با فضایی عجیب و غریب رو به رو می شود و پیس از مدتی می فهمد که خانم آنا والبرگ  صاحب کارخانه از دنیا رفته است. به طور کلی هدف بازی پیدا کردن وارث خانم والبرگ یعنی برادرش است تا کیت قرارداد را با او ببندد.

گرافیک بازی واقعا چشمگیر و زیبا کار شده است. در بعضی صحنه ها دوست دارید که دست از بازی بکشید و و فقط به دیدن مناظر زیبای آن بنشینید. این زیبایی شامل همه صحنه های بازی می شود حتی در صحنه هایی که شاید بیشتر از یک بار به آنجا سر نزنید. اما معجزه سازندگان بازی این است که بازی با این همه صحنه از پیش رندر شده زیبا سیستم چندانی برای اجرا لازم ندارد و شما براحتی می توانید با کارت گرافیک 16 مگابایتی هم آنرا اجرا کنید و از زیبایی های آن لذت ببرید. نورپردازی هم مانند گرافیک بازی خوب کار شده و باعث طبیعی بودن هرچه بیشتر بازی می شود. همان طور که می دانید یکی از بخش های مهم و اساسی هر بازی نورپردازی آن است که اگر خوب کار نشود باعث می شود که همه چیز زشت و غیر طبیعی به نظر برسد.

و اما صداگذاری. صدا گذاری این بازی خوب انجام شده و می تواند شما را جذب بازی کند. صدای باد ، تکان خوردن برگ ها ، صدای شخصیت های بازی (که تعدادشان زیاد است) صدای پرندگان و خیلی از صداهای موجود در بازی ، خوب شکل گرفته اند و نمی توان در این بخش ایراد چندانی به بازی گرفت. یکی از صداهای موجود در بازی که برای خود من خیلی جالب بود صدای قدم شخصیت ها به ویژه کیت بود که در مکان های مختلف مثل چمن ، سنگ ، آب ، خیابان و جاهای دیگر به طور طبیعی به گوش می رسید. همچنین هر در صدای مخصوص به خود داشت که این جزئیات نشان دهنده هوش و دقت بالای سازندگان است که از هیچ نکته ای براحتی نگذشته اند.

روند بازی هم دست کمی از سایر قسمت های بازی ندارد. سایبریا پر است از معماهای منطقی که حل کردن آنها بسیار لذت بخش است. البته این معماها غالبا آسان هستند اما در بعضی موارد با معماهای سختی برخورد می کنید که بر جذابیت بازی می افزاید.

البته این معماها برای تازه کارها سخت است ولی مطمئنا از نظر سخت بودن معماها به پای بازی های لوکاس آرتز نمی رسد و کسانی که بازی های ماجرایی لوکاس آرتز مثل فول تراتل ، جزیره میمون ها و گریم فندنگو را بازی کرده باشند می توانند به راحتی سایبریا را به اتمام برسانند.

کنترل بازی نیز همانند بسیاری از بازیهای دیگر این سبک به صورت اشاره و کلیک است که خیلی هم آسان می باشد. با یک بار کلیک ، کیت به همان مکانی که می خواهید می رود و با دو بار کلیک کیت سریع تر خود را به محل مورد نظر می رساند.

اما بازی با این همه ویژگی خوب دارای نقاط ضعفی نیز هست. از جمله این نقاط ضعف می توان به کند بودن بازی اشاره کرد که بعضی مواقع واقعا حوصله آدم را سر می برد. حتی اگر کیت دوان دوان هم حرکت کند باز هم حوصله تان سر می رود و کلافه می شوید. (البته این ویژگی برای من که عاشق سرعت در بازی هستم آزار دهنده بود شاید برای بقیه عادی باشد.)

آخر بازی هم انتظار یک پایان هیجان انگیز را نداشته باشید چون سازندگان ، پایان اصلی را به شماره دوم موکول کردند. می توانید پس از اتمام قسمت اول برای سر در آوردن از بقیه داستان ، قسمت دوم را هم بازی کنید.

در کل ، سایبریا یک بازی درجه یک و تمام عیار است که می تواند با معماها و گرافیکش شما را سرگرم کند. در پایان این بازی را به تمام دوستداران بازی های ماجرایی توصیه می کنم. بالاخره در میان این همه بازی خشن وجنگی یک بازی که در آن هیچ گونه خشونتی وجود ندارد می تواند جالب باشد.

تا بعد. 

 

عکس های بازی:

عکس1

عکس2

عکس3

2 نوشته شده در  دوشنبه 1385/03/22ساعت 17:22  توسط کامران گیمر  |